باطن وسیرت مردم را درحین بدبختی می توان دید......گاندی

 

دوست خوب داشتن بهتر از تنهایی و تنهایی بهتر از با هر کس بودن است

 

طبق قانون بقای شادی هیچ شادی از بین نمیره؛ بلکه فقط از دلی به دلی دیگه جابه جا می‌شه

 

    

 

مشکل دنیا این است که احمق ها کاملا به خود یقین دارن در حالیکه دانایان سرشار ازشک وتردیدند

 

اوج تنهایی را زمانی فهمیدم که
دیدم مترسک به کلاغ گفت :
هر چقدر دوست داری نوکم بزن...
اما تنهایم نذار

 

 

همیشه در سختی ها به خودم میگفتم : این نیز بگذرد ..
هنوز هم میگویم ...
اما حال میدانم آنچه میگذرد عمرِ من است ، نه سختی ها !...

 

گلوله نمی دانست
تفنگ نمی دانست
شکارچی نمی دانست
پرنده داشت برای جوجه هایش غذا می برد
خدا که می دانست

 

تمام خوبی ها را برایت آرزو می کنم نه خوشی ها را؛
زیرا خوشی آن است که تو می خواهی؛ 
و خوبی آن است که خدا برای تو می خواهد...

 

از خدا خواستن شهامت است ، گر بدهد نعمت است ، گر ندهد حکمت است
از خلق خدا خواستن ذلّت است ، گر بدهد منّت است ، گر ندهد خفّت است .

 

به کسانی که به شما حسودی می کنند، احترام بگذارید، اینها کسانی هستند که از صمیم قلب معتقدند شما بهتر از آنها هستید...!!

 

 

زندگی ساختنی است ،

نه گذراندنی !

بمان برای ساختن ،

نساز برای ماندن . .

 

میدونستی که انسان اینقدر ضعیفه که اگر جواب سلامش رو ندن درون خودش خورد میشه ....

 

تنها چیزی که برایم مهم نیست تویی وقتی که تلاش میکنی مرا مهم جلوه ندهی

 

شادی و غم هر دو به موازات هم میروند.
زمانی که یکی استراحت می کند دیگری جبران می کند . . .

 

وقتـــــی به عقب بر میگردی متوجه میشی که جــای بعضیا تو زندگیت خالــی که نیست هیـــــچ ،اون موقشم زیــادی بوده ...

 

برای عشق گریه کن اما کسی را به خاطر عشق به گریه نینداز با عشق بازی کن اما هرگز کسی را با عشق بازی نده

 

بعضی ها دستشان «رو» می شود اما «رویــشان» کم نمی شود...! چقدم زیاد هم هستن این بعـــــضی ها .... 

 

دوست داشتن کسی که شما رو دوست نداره ، مثل بغل کردنِ کاکتوس می مونه ؛ هر چی محکم تر بغل کنی ، بیشتر آسیب می بینی ! 

 

حالم را پرسیدند !گفتم رو به راهم ،اما هیچکس نفهمید رو به کدام راهم !!!؟

 

 

آدما میگن بارون رو دوست داریم ولی تا بارون میاد چتر باز میکنن...

میگن پرنده رو دوست داریم ولی تو قفس نگهش میدارن...

باید از دوست داشتن آدما ترسید